ارتباط اثربخش

ناصر رهبر کارشناس ارشد شیمی-کارشناس ارشد آتش نشانی

nsr.rahbar@gmail.com

 

1.      تعاریف

q     انسان موجودی اجتماعـی است كه از طریق ارتباط به تبادل احساسات, نگرش ها و هیجانات می پردازد و بدین وسیله نیازهای جسمی و روانی خود را تأمین مـی كند.

q      ارتباط فرآینـدی پویا بین انسان هاست كه به منظور تأثیر گذاری, كسب حمایت متقابـل و آنچـه جهت تندرستـی, رشد و بقا ضـروریست بكارگرفته مي شودزيرا زندگـی بدون ارتباط، خاموش، كشنده و گاهي مرگبار خواهد بود

q     ارتباط فن انتقال احسـاسات, عقاید, افكار و ایده ها از یك فرد به دیگری است.

q     ارتباط فراگرد تفهیـم, تفاهم و تسهیـم معنی مـی باشد, در این فراگرد كنش, دگرگونی, مبادله و حركت وجود دارد

q     ارتباط همچون چتری،تمام زندگی روزمره انسان را مـی پوشاند ونوعي وسیله در تبـادل عواطـف و تأمین احتیاجات حیاتی است كه شیوه ای با صرفه و مطمئن برای آگاهی از مشكلات در افراددرابعاد مختلف مـی باشدو تنهابا برقراری ارتباط مشكلات تعیین و برنامـه ریزی ها به استنـاد آن تنظیـم می گردند

q     تعدادی از محققان جامعه شناس، فرهنگ (culture) را معادل با ارتباطات(communication) دانسته اند

q     ابعادوجودي انسان ها

2.عمده ترين نقش هاي ارتباطي

1)      حمايتي(رفع مستقيم وغيرمستقيم نيازمندي فراگيران)          ايجاداستقلال وخودكفايي

2)      حفاظتي(ارتقاي سطح مهارت هاي علمي وعملي فراگيران)         مديريت وكنترل خطاهاي فردي و محيطي

3)      هدايتي (ارتقاي دانش عمومي واختصاصي)          ايجادشعف ورضايت فراگيران

4)      هماهنگي(هدفمندسازي تعاملات درون بخشي وبرون بخشي تيم هاي اصلي وپشتيبان)   ارايه آموزش هايي فردمحور وجامع

5)      وكالت وپاسخگويي(دفاع وحمايت ازحقوق افراد)          تسهيل كننده روابط ومداخلات بهنگام

6)      مديريتي (برقراري ارتباطات هوشمندوچندجانبه)         سازماندهي وبهره وري مطلوب ازمنابع

7)      رهبري (برقراري تعاملات مبتني برمولفه هاي شخصيتي)                             صبر،اعتمادبه نفس،همكاري و....

3. اثربرقراري ارتباط در ايجاد همدلي

q        برقراري ارتباط به معني توانايي فرستادن پيام ، به گونه‌اي است كه مردم بتوانند به آساني آن را بفهمند و بپذيرند. ارتباط مهمترين وظيفه مربيان  است اما در صورتيكه همه با هم براي رسيدن به اهداف آموزشي همكاري نكنند، بهترين طرح درس و مربيان هم موفق نخواهد بود.[1]

q      همه افراد از استاندارد بودن و نبودن بسته آموزش اطلاع ندارند ولي چيزي كه توجه را جلب مي‌كند، برقراري ارتباط مناسبي است كه بين مربيان و آنها ايجاد مي‌شود و نحوة ارتبــــــاط حتي معيار قضاوت نسبت به نظام آموزش خواهد بود. بنابراين هر مدرس حرفه اي بايد به راحتي از عهدة اين امر مهم برآيد و ساير عوامل را نيز به برقراري ارتباط موثرتوصيه وحتي درصورت لزوم آموزش دهد.

4. ويژگي هاي فرستنده وگيرنده

الف)عمومي:

v     سن

v     جنس

v     وضعيت تاهل

v     تحصيلات

v     مذهب

v     شخصيت

v     لحن صدا

v     سطح سلامت

v     محل سكونت

v     نوع لباس وآرايش

ب)اختصاصي:

v     ضرورت وماهيت شغلي

v     مسئوليت سازماني

v     مهارت هاي تخصصي

v     سوابق وتجارب

v     جبران شيوه وابزارارتباطي

v     کاربرد مستندات وشواهد

5. مهمترين الويت هاواصول ارتباطی

ž            از دیدگاه گيرنده :

ü      صريح و روشـن صحبت كردن

ü       لحن دوستانه ارسال كنندگان

ü      خوب گوش دادن به سوالات

ü      تمركز حین صحبت

ü       جلب اعتماد

ü      محترمانه خطاب نمودن مخاطبين (ذكر نام وسمت)

ž            از دیدگاه ارسال كننده :

         تسلط به موضوع ودر دسترس بودن

         بـا تمام حواس توجه نمودن به گيرنده حين ارتباط

         سوال در مورد ويژگي وتوانمندهاي گيرنده

         معرفي ضرورت ها وياكاربردعملي پيام ها

          رعايت آداب و رسوم متعارف

6. برخي عوامل موثر بر رضایت فراگير

v     وضعیت محیط پیراموني واحد آموزشي و ساختار تشکیلاتی آن که حاکی از سطح مدیریت سازمان است مانند وجود مشاورين راهنما، برخورداري از تسهيلات اداري و مالي سازمان

v     وجود امكانات كمك آموزشي سالم وكافي، اعتبارمدارك، سهولت دسترسی به منابع آموزشي و اساتيدمتخصص

v     نظافت و مكان يابي  مناسب فضاي آموزش،امكان ترددمناسب، خدمات رفاهي جهت عبادت،استراحت، انتظار، تغذيه و ...

v     رفتار و روابط باکارکنان ازجنبه های انسانی  : دوستانه بودن، صمیمیت ، خوش رفتاری و ...

v     صلاحیت علمي برای انجام وظایف آموزشي، ارائه اطلاعات به روز،مناسب، جامع ، کامل و ...

v     سایر عوامل از قبیل وضعیت جغرافيايي، هزینه، مداومت، اعتباردوره ، موثر بودن وتناسب آموزش با توقعات فردی يا سازماني

7- شايع ترين مشكلات گيرنده درارتباط غير مؤثـــر

1 .پذيرش آن چه كه فرستنده فكر ويا احساس مي‌كندفاقداعتبار مي باشد
2. ارسال پيام‌هاي ناقص
3. عدم پذيرش احساس يا عقيده ديگران
4. طعنه زدن
5. ناتواني در بيان نيازها
6. بيان تند ياسكوت هنگام خشم
7. عدم هم‌خواني كلامي و غير كلامي

8-اهمیت گوش دادن در برقراری ارتباط انسانی

ü      عبارت است از: ” فرآیند شنیدن و انتخاب،جذب ، سازماندهی ،به خاطر سپردن و ارايه پاسخهایي مشخص به محرک های كلامي (شنیداری) و غیرکلامی" .  يعني تاکید همزمان بر دریافت و فهم درست از علایم کلامی و غیرکلامی

ü      نشانگرپذیرش و احترام :

هرگاه برای کسی احترام قائل باشیم و او را مهم بدانیم، به سخنانش گوش میدهیم و هر زمان که کسی برای ما اهمیت نداشته باشد،با کمتوجهی به گفتههایش یعنی با خوب گوش ندادن از کنارش میگذریم.

ü      راهی برای تخلیه روانی :

بررسی دردها، رفع مشکلات، تخلیه روانی، آرامسازی و متعادل کردن افراد از نظر عاطفی و روانی از وظایف مهم معلم است. گوش دادن، به یک معنی یعنی وجود امکان تخلیه روانی و راحت شدن ازآلام برای همه آنها که مشکلی بر روان آنها سنگینی میکند.

ü      راهی برای شکوفایی استعدادها و توسعه افکار:

ü      فراگیری و آشنایی با دانش و تراوشهای ذهنی دیگران در جهت کاملتر کردن دانش و مهارتهای فردی

9- مهارت هاي کلامی درگوش دادن

ü      تصديق:تقویت قسمت های مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده می نماییم.("بله" ، "درسته"، "همینطور ه“ويا صدایي غیر لغوی مانند "اهوم“)

ü      تحسین:مانند تصدیق نوعی تقویت مثبت است.ولی فراتر از یک تایید ساده یا توافق با گفتار و اعمال طرف مقابل ("آفرین!"،"چه جالب!"،"ادامه بده"،"عالیه” که متناسب با وضعیت بکار می روند.[2]

ü      انعکاس احساسات: نوعی همدردی وشاخه ای از مهارتهاي زندگی است كه کاربرد آن زمانی است که شخص مقابل نیاز به یک همدرد برای کسب آرامش دارد.مثلا وقتی کسی ناراحت،عصبانی وآشفته حال است،باید از این فن استفاده نمود.برای بازگرداندن احساسات باید به دقت به صحبت های طرف مقابل گوش فرادهیم تا از نیازها و مسائل اصلی او با خبر شویم وگفتار خود را براساس آن نیازها تنظیم نماییم.

تعبیر و تفسیر کردن: با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود،مطالبی را که شنیده ایم برای گوینده تفسیر می کنیم.با این کار مطمئن می شویم که سخنان وی را درست فهمیده ایم و همچنین نشان می دهیم که در طول تعامل با دقت به سخنانش گوش داده ایم.

10-مهارت هاي غيرکلامی درگوش دادن

این رفتارها نشانه ای ازتوجه به گوینده و گاه نشانه ای ازبی توجهی به اوست که باید به آنها اهمیت داد.از علایم غیر کلامی رایج  شامل:

تکان دادن سر:در مذاکره،علامت توجه به گفته های طرف مقابل است.این مساله باعث تشویق گوینده به ادامه ی تعامل ودر نتیجه کسب اطلاعات بیشتر توسط ما می شود.
حالات چهره: بیانگر هیجانات درونی ما می باشد که نسبت به صحبت های شخص مقابل ابراز می کنیم.مانند "بالا انداختن شانه وابروها" که نشانه ی تعجب شنونده است.
وضعیت بدن:معرف نگرش های مثبت و منفی و سطح هیجانات و تمایات باشد.لذا باید به نحوه ی نشستن یا ایستادن بسیار توجه نمود؛زیرا طرف تعامل از وضعیت بدنی ما تصمیم به ادامه یا قطع مذاکره می گیرد.
تماس چشمی مستقیم:نشانه ی گوش دادن به گفته های طرف مقابل است.حال اگر شنونده باشیم بیش از وقتی که صحبت می کنیم از نگاه استفاده می نماییم و نسبت به گوینده نگا ه های طولانی تری داریم.

11-تفاوت هاي فرهنگی

ž            نزدیکی و گویایی:Immediacy and Expressiveness رفتارهای نزدیک کننده اعمالی هستند که همزمان گرمی، صمیمیت و آمادگی ارتباط را منتقل میکنند، آنها تمایل را در مقابل اجتناب و نزدیکی را در مقابل فاصله گیری نشان میدهند. نمونه های رفتار نزدیک کننده لبخند زدن، لمس کردن، تماس چشمی، فاصله نزدیک و انگیزش صوتی هستند. برخی محققان این رفتارها را “پرمعنی “ خوانده اند. [3]

فرهنگهایی که صمیمیت یا نزدیکی بین فردی زیادتری دارند“) فرهنگ تماس”(contact culture :نامیده میشوند

ž            فردگرایی:individualism             

یکی از بنیادین ترین ابعاد تفاوت فرهنگها درجه فردگرایی در مقابل جمع گرایی است. این بعد چگونگی زندگی مردم با همدیگر(تنها، در خانواده، یا قبیله)، ارزشهای آنان، و شیوه ارتباط آنها را تعیین میکند. مردم ایالات متحده نوعا فردگرا هستندوفردگرایی همچون موهبتی الهی تحسین و گاهي تا مرتبه یک دین ملی ارتقا یافته است.

 ما فردگرایی را بدیهی فرض میکنیم و متوجه تاثیرات آن نیستیم تا وقتی که در مسافرت با فرهنگهای کمتر فردگرا و بیشتر جمع گرا آشنا شویم لذادرجه فردگرایی یا جمع گرایی یک فرهنگ به طرق گوناگون بر رفتارهای غیرکلامی در آن فرهنگ تاثیر میگذارد. لذا مردم در فرهنگهای فردگرا بيشتراز همدیگر فاصله میگیرند

ž            مردانگیmasculinity              :

مردانگی یک بعد نادیده گرفته شده از فرهنگ است. خصوصیات مردانه نوعا ویژگیهایی چون قدرت، جسارت، رقابت پذیری و بلندپروازی است، در حالی که خصوصیات زنانه ویژگیهایی چون محبت، دلسوزی، مهرورزی و حساسیت است. تحقیقات میان فرهنگی نشان میدهد که از دختران جوان انتظار دلسوزی بیشتری تا پسران وجود دارد هر چند تفاوتهای قابل ملاحظه ای بین کشورها وجود دارد اما برخلاف فرهنگهای مردانه در فرهنگهای زنانه برای مهرورزی و دلسوزی اهمیت بیشتری قائلند. طبیعتا، میزان مردانگی یک فرهنگ با درصد زنان شاغل در مشاغل فنی و حرفه ای همبستگی منفی و با تفکیک جنسيتی در مقطع عالی تحصیلات همبستگی مثبت دارد .

ž            توجه:

امروزه تحقیقات فراواني نشانگرآنست که الگوی رفتار دوجنسی(هم زنانه و هم مردانه) موجب درجه بالایی از عزت نفس، مهارت اجتماعی، موفقیت، و پیشرفت فکری در هردوگروه مردان و زنان میگردد.

بطوريكه سبکهای غیرکلامی که امکان بروز همزمان رفتارهایي مردانه(تسلط یا عصبانیت) و يا زنانه(خونگرمی یا عواطف) را درجوامع فراهم می سازندبسیار مفید و موثرتر خواهندبود.

ž            فاصله قدرتpower distance                 :

چهارمین بعد اصلی ارتباط بین فرهنگی فاصله قدرت است. فاصله قدرت- درجه توزیع نابرابر قدرت، منزلت و ثروت در یک فرهنگ در تعدادی از فرهنگها با استفاده از شاخص فاصله قدرت(PDI ) اندازه گیری شده است. در فرهنگهای با نمره بالا قدرت و نفوذ در دست عده کمی متمرکز است نه اینکه به شکلی عادلانه بین همه مردم توزیع شده باشدلذاانديشمندان همواره سه الگوی فرهنگی متمایز رامعرفي میکنند: دموکراتیک، اقتدارمحور، و اقتدارگرایانه شاخص فاصله قدرت با اقتدارگرایی همبستگی مثبت بالایی دارد.

12-ابعاد اصلي كيفيت درخدمات آموزش

v     دسترسي و مناسب بودن

v     بهره وري (كارآئي واثربخشي)

v     به موقع بودن (کارسنجی و زمان سنجی )

v     احترام به انتظارات ذينفعان ( نظرسنجی )

v     ايمنی وتداوم خدمت

v     مؤثر بودن ( پيش آزمون وآزمون پاياني )

v     بازدهی مطلوب (نتايج كمي وكيفي)

13-علل ارتباط غيراثربخش

1)      تغيير دادن مداوم موضوع بحث

2)       بيان نظر ات شخصي غيرمرتبط

3)      دادن اطمينان كاذب به نتايج بحث

4)      شتاب براي رسيدن به اهداف آموزشي نهايي

5)      پيشنهاد ات غيرمنطقي در حل مسايل

6)      به كارگيري اطلاعات تخصصي نابجا ونامفهوم

14-شواهد غيراثربخش بودن ارتباط

1)      طولاني شدن دوره‌هاي سكوت

2)       صورت بدون حالت و چشمان گشاد شده

3)       عادات عصبي مثل بازي كردن با موها

4)       ترك ناگهاني محيط

5)       نگاه كردن به پنجره يا خارج از اتاق

6)       خميازه كشيدن

7)       مكرر به ساعت نگاه كردن

8)       كوشش براي تغيير دادن بحث

15- شواهدی از ارتباطات اثربخش

   امروزه آموزش و پرورش رسمی در پی آمادگی برای زندگی آینده از طریق یادگیری مفید و مؤثر است دراين فرآيند تدریس موفق عبارتست از:

ü      تعامل یا رفتار متقابل معلم و فراگیر بر اساس طرح منظم و هدفدار برای ایجاد تغییرات مطلوب و تسهیل یادگیری فرد و شناخت او از جهان است.

ü      تدریس خوب تدریسی است که به خوب یاد گرفتن فراگیران کمک کند. در این فرایند یادگیرنده باید فعال باشد. به بحث بپردازد، مسائل را حل کند و با استفاده از راهنمایی های مدرس به کسب تجربه بپردازد. [4]

ü      مدرسان در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعات ، مهارتها، راههای تفکرو ابراز نظرات خود کمک می کنند، باید به آنان نحوه ی یادگیری را نیز درس دهند.

ü      چگونگی انجام تدریس اثر بسیاری بر توانایی فراگیران برای آموزش خودشان دارد . مدرسان موفق تنها ارائه دهندگان مطالب نیستند بلکه آنان فراگیران خود را به تکالیف شناختی و اجتماعی وادار می نمایند و به آنان چگونگی کسب، ذخیره سازی و پردازش اطلاعات را می آموزند تا چگونگی فراگیری را یاد بگیرند و منابع را به طور مؤثر به کار ببرند.لذا نقش عمده تدریس ،خلق یادگیرندگان فعال ، خلاق و قدرتمند است

16-اقدامات كليدي در تدريس موفق

1-    با توکل به خدا و نام خدا کلاس را شروع کنیم.

2-    اخلاص در عمل تدریس و تقوا را رعایت کنیم.

3-    زمان هر جلسه تدریس را در نظر داشته باشیم تا با کمی یا زیادی وقت مواجه نشویم.

4-    وقت کلاس را به مطالب بیهوده و کم فایده صرف نکنیم.

5-    سعی کنیم ساعت تدریس را تغییر ندهیم.

6-    به هنگام تدریس، نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ کنیم.

7-    با خوشرویی تدریس کرده و همواره چهره بشّاشی داشته باشیم.

8-    احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.

9-    تلاش کنیم فضایی عاطفی بوجود آوریم.

  10- سعه ی صدر داشته باشیم و از فضل فروشی بپرهیزیم.

  11- وفای به عهد، خوش قولی و تواضع در تدریس را از یاد نبریم.

  12- به هنگام تدریس؛ آرامش خود را حفظ کنیم.

  13- از قضاوت ناصحیح نسبت به دانش آموزان پرهیز کنیم.

  14- اشتباهات خود را توجیه نکنیم.

  15- از علماء ،بزرگان و شخصیتهای دینی با احترام نام ببریم.

  16- از به کار بردن کلمات خارج از نزاکت بپرهیزیم.

  17- پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.

  18- رازدار و محرم اسرار دانش آموزان باشیم.

  19- از تعصب بیجا بپرهیزیم.

  20- از فراگیران توقعات بیش از اندازه نداشته باشیم.

21- رسا و روان بودن کلمات و جملات را رعایت کنیم.

  22- از داشتن تکیه کلام پرهیز کنیم.

  23- در تدریس ذوق و سلیقه به کار ببریم.

  24- آرام و شمرده تدریس کنیم.

  25- ساده تدریس کنیم ؛اما عمیق.

  26- در املاء کلمات دقت کنیم و کلمات را صحیح روی تابلو بنگاریم.

  27- ذوق و استعداد فراگیران را شناسایی و هدایت کنیم.

  28- بین دانش آموزان رقابت سالم و مثبت ایجاد کنیم.

  29- در برخوردها عدل و انصاف را رعایت کنیم.

  30- به دانش آموزان توجه و نگاه یکسان داشته باشیم.

  31- با فراگیران همدردی کنیم.

  32- از تشویق به موقع غافل نشویم.

  33- سخن فراگیران را بی مورد قطع نکنیم.

  34- کارها و فعالیتهای مربوط به کلاس را بین فراگیران تقسیم و به آنها مسئولیت بدهیم.

  35- در هنگام موعظه ، خود را مخاطب اصلی قرار دهیم.

  36- به مقررات محیط آموزشی احترام بگذاریم.

  37- سعی کنیم کردار و رفتار خوبی از خود نشان دهیم.

  38- پیش از تدریس، شناختی اجمالی از وضعیت ، موقعیت و سطح معلومات فراگیران بدست آوریم.

  39- بیش از اندازه در کار فراگیران ، خود را دخالت ندهیم.

  40- به کار خویش ایمان داشته باشیم.

41- سعی کنیم شخصیت علمی و اجتماعی خویش را پیش فراگیران سبک نکنیم.

  42-مقررات خشک و افراطی را زا کلاس دور کنیم.

  43- نسبت به فعالیت فراگیران بی تفاوت و بی توجه نباشیم.

  44- در تدریس از گروه گرائی و خط بازی خودداری کنیم.

  45- بر موضوعات درسی ، تسلط و از آن اطلاع کافی داشته باشیم.

  46- در افزایش آگاهیها و محتوای علمی و درسی خود بکوشیم.

  47- به سؤالات فراگیران با لحن خوب و مناسب پاسخ دهیم.

  48- مطالعه پیش از تدریس و آمادگی قبلی جهت تدریس داشته باشیم.

  49- برنامه ریزی درسی داشته باشیم.

  50- از ابتکار و خلاقیت در تدریس استفاده کنیم.

  51- از روشهای تدریس و نحوه ی به کار گیری آنها آگاه باشیم.

  52- به کیفیت شروع ، ادامه و پایان درس توجه داشته باشیم.

  53- به هنگام تدریس مطالب ، تنوع را فراموش نکنیم.

  54- از تجربیات درسی و تدریس دیگران استفاده کنیم.

  55- در هر درس مطالب نو وتازه ای بیان کنیم.

  56- سعی کنیم فراگیران در ارتباط با درس فعالیت عملی داشته باشند.

  57- فراگیران را نسبت به یادگیری درس تشنه کنیم.

  58- در صورتی که احساس خستگی در چهره فراگیران مشاهده کردیم، از ادامه تدریس خودداری کنیم.

  59- سعی کنیم همواره اشکالات تدریس خود را رفع کنیم.

  60- موضوع و عنوان درس را در ابتدای تدریس مشخص و بازگو کنیم.

61- درس را مرحله به مرحله تدریس کرده و از شاخه به شاخه پریدن بپرهیزیم.

  62- بیش از اندازه ی معمول به جزوه ، کتاب و یا متن درس نگاه نکنیم.

  63- از طرح شبهات و اشکالات بدون جواب بپرهیزیم.

  64- جمع بندی درس را در انتها فراموش نکنیم.

  65- از داشتن لحنی یکنواخت و تن صدای ثابت بپرهیزیم.

  66- در هنگام تدریس ، در یک مکان ثابت توقف نکنیم.

  67- دقت کنیم تمرینها یا مسائل ( تکالیف) در حد توان فراگیران باشد.

  68- در هنگام تدریس از وسائل و امکانات آموزشی موجود حداکثر بهره را ببریم.

  69- در هنگام تدریس حتی الامکان از مثال استفاده کنیم.

  70- خلاصه ی درس را در انتهای تدریس بازگو و از فراگیران نیز بخواهیم.

  71- ظاهری آراسته و منظم داشته باشیم و در نظر بگیریم که زیبایی ، سادگی است .

  72- در کارهایمان نظم داشته باشیم تا الگوئی مناسب برای فراگیران باشیم.

  73- نتایج ازمونها را بررسی کنیم تا نقاط ضعف و قوت را بیابیم.

  74- در هنگام خشم، بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم.

  75- در تمام کارهای خود ، قاطعیت و برش داشته باشیم.

  76- دانش آموزان را در بالا رفتن از نردبان علم و دانش یاری کنیم.

  77- در هنگام تدریس سعی کنیم تمام توجه فراگیران را به خود جلب کنیم.

  78- فرصت انتقاد از خود را به فراگیران بدهیم.

  79- از اینکه نسبت به پاسخگوئی به برخی از سؤالات قادر نیستیم ، هراس به خود راه ندهیم و به راحتی اقرار کنیم که پاسخ آن را نمی دانیم.

  80- تجارب تازه خود را در اختیار فراگیران قرار دهیم و به یاد داشته باشیم که معلم هنرمند کسی است که با ایجاد شرایط و موقعیتهای مناسب آموزشی ، خود کمتر تدریس می کند ، ولی دانش آموزان بیشتر یاد می گیرند.

 

17-نتیجه گیری:

 در فرآيند تغييرات بنيادين در آموزش سازماني با چهار مرحله روبرو هستیم که تغيير دانش اولین و ساده ترین گام می باشد گامهای بعدی که به ترتیب دشوارتر نیز می شود عبارتند از: تغییر گرایش، تغییر رفتار فردی و تغییرات عملکرد گروهی یا سازمانی می باشد که یکی از روشهای تعالی و ارتقاء سازمان می باشد.

 

           18-منابع:

               [1]احديان، محمد و محرم آقازاده، راهنماي روشهاي نوين تدريس، تهران، آييژ، 1382، 125.

[2]Christopher Dunbar,Best Practices in classroom Management. Mishigan State University. 2004

[3]Benson,L.,Schroeder,P.,Lantz,C..and Bird,M.(n.d.). Student Perceptions of Effective Professors.Retrieved July 24,2009 From

[4] Typical Teaching Situations;Ahandbook for Faculty and Teaching Assistants (n.d).Retrieved July23,2008 From